عشق من؛ خدا
اگه با گذشت کردن آدم کوچیک میشد خدا تا این اندازه بزرگ نبود!
صفحه نخست         تماس با داداش علیرضا         پست الکترونیک        RSS         ATOM
سلام بر دوستان عزیزم
امیدوارم که حالتون خوب باشه
خب داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که برای من خیلی مهمه
تو این روز من از تنهایی در اومدم و خدای بزرگ به من یک خواهر کوچولو داد که خاطرش برای من خیلی عزیزه
سه اسفند تولدشه
مطلب امروز رو به این مناسبت میذارم

روز تولد تو میلاد عشق پاک است

برای شکر این روز پیشانی‌ام به خاک است

****

اومدی صد تا بهار دادی به من

همه گلهاشو می یارم واسه تو     

اومدی بردی منو به خواب عشق

همه رویاشو می یارم واسه تو   

اومدی تا دل من تو رو بخواد

من تمناشو می یارم واسه تو    

اومدی ماهو آوردی واسه من

همه  گلهاشو می یارم واسه تو
یاسمن جان تولدت مبارک
تولدت مبارک




نوع مطلب : خانواده، 
برچسب ها : تولد، اسفند، میلاد، گل،
دوشنبه 1 اسفند 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا
احمد 26 ساله و همسرش فاطمه 25 ساله، از زوج های معلولی هستند که مدت یک سال است با یکدیگر ازدواج کرده و در خانه های مخصوص زوج ها در آسایشگاه کهریزک زندگی می کنند. احمد دچار معلولیت از هر دو دست و فاطمه از هر دو پا می باشد. این زوج معلول، اما توانمند در زمینه کارهای هنری فعالیت هایی دارند.
احمد و فاطمه
بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب


نوع مطلب : خانواده، 
برچسب ها : عکس، احمد، فاطمه، عشق، اراده، آسایشگاه کهریزک، معلولیت، کارهای هنری،
شنبه 22 بهمن 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا
شب تولد من
فرشته ای آرام به روی من لبخند میزند...
صدای اذان درگوش شهر پیچیده،کودک احساس من دل به جاده میسپارد..
.حیات یک عشق آغاز میشود...اندیشه هایی نو، زاده میشوند...
کودک بیتاب به فرشته سلام میکند...لحظه ای غرق سکوت میشوند...فرشته اشک میریزد...کودک نیز...و سکوت آسمانیشان میشکند...خداوند دارد نگاه میکند...به فرشته...به کودک...به احساس مقدسشان...رویایی خیس میان هرسه جاری میشود...و دوباره سکوت...
کودک آن روزها انگار اسیر شده است و خدا در انتظار...چه کسی قفس را میشکند؟!پرنده ی درون من سخت بیتاب پرواز است...آرام ندارد...پرنده گاهی خسته میشود...
یکسال دیگر از جوانی ام گذشت...من آرام تر شده ام...شاید صاف تر...در شب تولد خویش سخت در اندیشه ی فردایم...در تب و تاب سفر...در تلاش برای تحقق هزاران آرزو...من همیشه پرامیدم
...همیشه صبور
من چه غریبانه تولد خویش را در تنهایی، انگار به سوگ می نیشینم...
در انتظار تو ام...
14 آذر
تاریخ فراموش نشدنی برای من....
((سری به ادامه ی مطلب بزنید))


ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
سه شنبه 15 آذر 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا
برای دل خودم مینویسم
دلی که چند بار بی صدا شکست
با دستانم مینویسم
دستانی که به گناه آلوده شد
با زبانم حرف میزنم
زبانی که دروغ گفت و غیبت کرد
و با چشمانم میگریم
چشمی که از فراغش کور شد
خدایا به درگاهت توبه میکنم
از تو میخواهم که گناهان من رو ببخشی
تا مانند کسی بشم
که امروز از دستش دادم
همون کسی که خیلی بی صدا
در تاریکی شب
از بین ما رفت
تا به حال ندیده بودم که دلی رو بشکنی
و نشنیده بودم که خلافی انجام بدی
بهتر از جانم
شوهر عمه
علی آقا
بسیار برای خودم متاسفم
و واقعا چه این کلام حقیقت دارد
در زندگی چنان باش
که همه برای مرگت گریه کنند
و برای زندگانی ات شادمان شوند
و من هرگز اینگونه نبودم
ولی شوهر عمه
تو همیشه از من بهتر بودی
نه تنها من
بلکه از تمام کسانی که میشناسم
خیلی دوستت دارم
و مطمعن باش
که فراموشت نمیکنم
و برای شادی روحت
صلوات میفرستم
و در نهایت
قلم من هم از کار افتاد
تقصیر از خودم بود
ایکاش صبور تر بودم

خداوند رفتگان همه ی شمارو بیامرزه
انشاالله شما هم طوری زندگی کنید که کسی از دستتون ناراحت نشه
و مرگ پایان زندگی نیست
بلکه یک زندگی جدیده
اما این زندگی دوم رو چطور میگذرونیم؟






نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 26 مهر 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا
به نام خدا
به به سلام سلام حالتون چطوره؟
دلم لک زده بود واسه آپ کردن
خودتون میدونین دیگه خیلی وقت بود که آپ نشدم
راستی باید از اونایی که رو بنر انتخاب وبلاگ یا سایت برتر کلیک کردن خیلی ممنون باشم چون تو دور اول مسابقه برنده شدم

و اما باز هم از دوستان خواهش میشه که روزی یک بار رو بنر کلیک کنن تا دیگه کاملا برنده بشیم بره!
و اما...
روز دخترارو بهشون تبریک میگم و اینااااا(بیچاره ها فقط یه روز تو عمرشون دارن)

اما حسابی کیف کردنا
به قول دوستمون بهشتم که زیر پاشونه
خب دیگه یکی از دوستامون(نغمه) به ما گفت: شما مردا هم بیکارینا همش راجع به ما زنا بد می نویسین!!!
خب ما هم که دوست داریم بریم سر کار و همش کار کنیم و کلا اهل کار هستیم اومدیم راجع به مردا هم یذره بد بنویسیم خوووووو
البتس شما شاهد باشین من بعدا باید حقوقم رو از این نغمه خانوم بگیرما

خب دیگه زیادی حرف زدیم و ایناااااا
میریم یک آهنگ براتون بذاریم
خب این یه آهنگ از ستاره که میگه چادر نماز گل گلی و...
حالش رو ندارم یکی بیاد بقیش رو برام بخونه

برای دانلود این آهنگ اول صلوات بفرستین بعد رو لینک زیر کلیک کنین
دانلود آهنگ چادر نماز گل گلی از ستار
همچنین یک بازی آنلاین پیدا کردم که منتظر حضور دوستای گلم هم هستم
این هم آدرس لینکش
بازی آنلاین جنگ خان ها
یا میتونین از اینجا هم وارد بازی بشین

http://www.khanwars.ir/?recruit=4H107072

پیشنهاد من اینه که وارد دنیای4 بشین چون بقیشون زیاد حال نمیده
جمعیت دنیای4 بیشتره من خودم تو دنیای چهار هستم
خب اینم هدیه ی روز دختر(که البته دیروز بود)
ستار
راستی اینم یک چت روم باحال توصیه میکنم که یک چتی اینجا با هم داشته باشین
www.p30man.ir

حالا یه هدیه ی دیگه هم تو ادامه ی مطلبه
یه مطلب طنز و خنده دار بر ضد پسرا برای اولین بار در جاده ی عشق!!!!


ادامه مطلب


نوع مطلب : خنده دار، دانلود آهنگ، 
برچسب ها : دانلود آهنگ، ستار، چادر نماز گل گلی، ضد پسر، روز دختر، بازی آنلاین،
جمعه 8 مهر 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا
توجه توجه:
من تو مسابقه ی وبلاگ برتر شرکت کردم از دوستای عزیزی که وارد این وبلاگ میشن تقاضا دارم رو بنر یکی مونده به آخر(کتار مثبت یک کردن گوگل) که بالای وبم سمت چپ گذاشتم(انتخاب وبلاگ یا سایت برتر) روزی یک بار کلیک کنند ثواب داره لطفا این کار را روزی یک بار انجام دهید
ممنون میشم
در ضمن اگه خودتونم عضو شدید خبرم کنید تا منم بهتون امتیاز بدم

حالا برید ادامه ی مطلب که یه مطلب توپ واستون گذاشتم


ادامه مطلب


نوع مطلب : خنده دار، 
برچسب ها : دکتر روان شناس، دکتر، خانم، مشت و لگد، شوهر، فنجون، چای سبز، قرقره، زبون،
جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا

به نام خدا

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.

در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت ؛ بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای حاضران صحبت کند.کشیش رفت پشت میکروفن و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.انگار همین دیروز بود.

راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌ و هر گناه دیگری که تصور کنید، اعتراف کرد.آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است، ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.در ابتدا از این که تاخیر داشت، عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانی که پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کردم.
نتیجه اخلاقی‌: وقت شناس باشیم

تو ادامه ی مطلب یک آهنگ واسه دانلود گذاشتم از معین که خودم خیلی ازش خوشم میاد پیشنهاد میکنم دانلود کنید یک سخن کوتاه با خوانندگان وبلاگ هم داشتم که خواهشا برید ادامه ی مطلب و بخونید



دانلود+ادامه مطلب


نوع مطلب : خنده دار، دانلود آهنگ، 
برچسب ها :
جمعه 18 شهریور 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا
روز های خدا ، خدا حافظ                                     لحظه های دعا خدا حافظ
تو و شبهای عاشقانه تو                                      تو و آن ربنا خداحافظ
میگذاری مرا
كنار دلم                                          میروی بیصدا،خدا حافظ
                                مبارك مبارك عید شما مبارك
قبل از این كه بریم سر اصل مطلب میخواستم بهتون بگم كه داداشیمون یا اقا علیرضا یه چند روزی میره مسافرت و اینجا نیست البته زود زود برمیگرده
حتما به مطالب من و اون نظر بدید من به نظرات پس های خودم جواب میدم و علیرضا هر وقت از مسافرت بیاد به همه ی نظراجواب میده
راستی از ابزار تولبار هم كه تازه گذاشتیم هم نهایت استفاده رو ببرید
در ضمن منتخب بهترین سایت ها و وبلاگ ها در لینك باكس اخر صفحه قرار گرفته است
                                  این لینك باكس به هیچ وجه ابزار كسب در امد نیست
                                           
                                    در ضمن اگه میخواید مارو محبوب كنید اینجا كلیك كنید
خب حالا میریم سر اصل مطلب
                                لطفا مرا نشوئید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

احتمالا شما هم اتومبیل هایی که صاحبانشان دستی به سر و روی آن ها نکشیده و بسیار کثیف و گرد و خاکی شده اند را دیده اید و با واژه "لطفا مرا بشویید" نوشته شده بر روی آن آشنا هستید.

اما آیا می دانستید همین اتومبیل شسته نشده و کثیف می تواند تابلویی برای خلق یک اثر هنری زیبا باشد؟

Scott Wade شاید تنها شخصی باشه که اقلا بعنوان مبتکر اینکار برای خلق اثر هنری از ماشین های کثیف بهترین بهره را برده و مانند بوم نقاشی بر روی آن به نقاشی پرداخته است. آقای اسکات وید 51 ساله متولد 1960 قبلا فوتبال استرالیایی بازی می کرده. او اهل تاسمانی است و اکنون نیز در زمینه ورزش در آنجا مسئولیت دارد گرچه میشه گفت دیگه این نوع هنر هم جزئی از مهارت های اون هست.
         پس یادتان باشد از این پس روی ماشین های گرد وخاكی بنویسید:
                                      لطفا مرا نشوئید
                    شاید روزی اقای اسكات وید گذرش به انجا خورد
برای دیدن عكس هایی از اقای اسكات و اثار فوق العاده اش روی "تصاویراقای اسكات وهنرقوق العاده اش" كلیلك كنید

 
 

ادامه=تصاویری از اسكات و هنر فوق العاده اش


نوع مطلب : بیشتر بدانیم، 
برچسب ها : هنر، هنر نقاشی، اسكات وید، ماشین، ماشین های كثیف، نقاشی بر روی ماشین های كثیف، نقاش، نقاشی های زیبا،
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : ابجی پریسا
به نام خدا
سلام
اول میخوام بگم که ما یکم از فعالبتمون کم شد و این بخاطر نزدیک شدن به ایام مدرسه و ازدیاد لینک ها وهمچنین برخی کارهای عقب مونده بود.
تغییراتی هم میخوایم در وب به وجود بیاریم تا نیاز های شمارو بیشتر برطرف کنیم.
اگر به لطف خدا تغییرات تمام بشه و کار های عقب مونده رو انجام بدیم باز هم به شما سر خواهیم زد.
ولی اگه نظر بذارید و آدرس وبلاگ رد خور نداره که مثل گذشته به اون وبلاگ میایم و واستون
نظر میذاریم.
فعلا برای جبران محبت های شما و نظرات با ارزشتون تو سایت پرشین گیگ عضو شدم و یک بخش دانلود آهنگ هم اضافه کردم که میتونین استفاده کنید.
تو ادامه ی مطلب هم یک نوشته  در مورد مادر گذاشتم به همراه یک آهنگ در مورد مادر که علیشمس خونده
برید ادامه ی مطلب و سورپرایز بشید

آهنگ قشنگیه و پیشنهاد میکنم که دانلودش کنید
برید ادامه ی مطلب مطمئنم خوشتون میاد
میخوام نظرتون رو در مورد مطلبی که در مورد فرشته ی روی زمین(مادر) نوشتم بدونم
و همچنین در مورد آهنگ
منتظر نظرات قشنگ مسافرای عزیزم هستم
قول میدم باز جبران کنم




دانلود+ادامه مطلب


نوع مطلب : خانواده، دانلود آهنگ، 
برچسب ها : آهنگ مادر الیشمس، دانلود آهنگ مادر الیشمس، ادامه ی مطلب، مادر، رفیع ترین داستان حیات، درس زندگی، پروانه، شمع، میلاد کیانی،
جمعه 4 شهریور 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا

امشب این دل یاد مولا می‌کند

لیلة القـدر است و احیا می‌کند

بشنو ای گـوش دلها بی صدا

نغمه ی فـزت و رب الکعبه را...

        یه شعر كوچولو تقدیم به همه ی شیعیان اسلام

شب قدر یعنی همه آب و همه خاک                        شب قدریعنی همه عشق و همه پاک
شب قدر یعنی هویت ، اصل ، ریشه                        سرآغاز و سرانجام همیشه
شب قدر یعنی محبت ، مهربانی                              نثار هر که دانی و ندانی
شب قدر یعنی قرار بیقراری                                  پرستاری ، کمک ، بیمارداری
شب قدر یعنی زلال چشمه ی پاک                          شب قدر یعنی درخت ریشه در خاک
شب قدر یعنی بلندای دماوند                                  شکیبا ، دل در آتش ، پای در بند
شب قدر یعنی همه سازندگی ها                             رهایی از تمام بندگی ها
شب قدر یعنی ز هر ایل و تباری                             وطن را پاسبانی ، پاسداری
وطن یعنی شب رحمت ، شب قدر                            شب جوشن ، شب روشن ، شب بدر
شب قدر یعنی دو دست از جان کشیدن                     به تنگشتان و دشتستان رسیدن
شب قدر یعنی اذان عشق گفتن                              شب قدر یعنی غبار از عشق رفتن
شب قدر یعنی نماز خون به خونین شهر خواندن         مهاجم را ز اسلام راندن
سپاه جان به میدان کشیدن                                   شهادت را به جان ارزان خریدن
شب قدر یعنی هدف یعنی شهامت                            یعنی شرف یعنی شهادت
شب قدر یعنی گذشته ، حال ، فردا                           تمام سهم یک ملت ز یك سال
                                  شب قدر یعنی همینجا یعنی اسلام

             دوستان خوبم خیلی خوشحال میشم نظرتون راجع به این شعر بدونم





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : شعر شب قدر، شب قدر، شعر مذهبی، مذهبی، شعر، شب قدر یعنی چه؟،
شنبه 29 مرداد 1390 :: نویسنده : ابجی پریسا
به نام خدا
سلام
اول از همه باید از همه ی مسافران عزیز جاده که هر از گاهی با قدم هاشون  جاده ی مارو نوران می کنند معذرت بخوام بخاطر بدقولی که کردم.
قرار بوده ما دیروز مطلب بذاریم ولی دوست خوبم پریسا خانم نبودند و احتمالا مسافرت رفتند و من ازشون بی خبرم و خیلی دلم واسشون تنگ شده

امیدوارم که زودتر برگردند و با مطالب قشنگشون هممون رو غافل گیر کنند.
از شما هم متشکرم که تو این مدت مارو تنها نذاشتید و با نظرات ارزشمندتون مارو یاری کردید.
قبل از اینکه بگم آپ امروز چجوریه باید بگم که دوستای گلم لطفا نرم افزار کلام را از این وب دانلود کنید:
www.nejat.blogveb.com
نرم افزار مذهبی و بسیار خوبیه
دانلود کنید ضرر نمیکنید
امروز یک داستان خوندنی رو براتون گذشتم که امیدوارم خوشتون بیاد.

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

خب دوستان خوبم مطلبم تموم شد
ببخشد کوتاه بود
به نظرتون چطور بود؟




نوع مطلب : خنده دار، 
برچسب ها : داستان خنده دار، مادرزن، پدر زن، متشکرم، داماد، دختر، ازدواج،
چهارشنبه 26 مرداد 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا
به نام خدا
سلام، امیدوارم که نماز و روزه ی همه ی شما مورد قبول درگاه حق قرار بگیره. این مطلب ارزش داره پس حتما نظرتان را در موردش بگید.

از اونجایی که داریم به حال و هوای شب های قدر نزدیک میشیم میخوام در مورد دلاوری های حضرت علی(ع) صحبت کنم و شجاعت ایشان در جنگ خندق را برای شما عزیزان بازگو کنم.
در این جنگ تعداد سپاهیان کفر را بیش از10000 نفر نوشته اند در حالیکه تعداد مسلمانان از 3000نفر کمتر بوده.
یکی از دلاوران سپاه دشمن، قهرمان نامدار عرب، عمروبن عبدود بود که نیرومند ترین مرد رزمنده ی عرب به شمار می رفت.
او را با هزار مرد جنگی برابر می دانستند و چون در سرزمینی به نام یلیل، به تنهایی بر گروهی از دشمنان پیروز شده بود به فارس یلیل شهرت یافت.
وی پس از پرش از خندق، فریاد هل من مبارز سر داد و عقاید مسلمانان را به استهزا گرفت و گفت:
شما که می گویید کشته شدگان شما در بهشت هستند و مقتولین ما در دوزخ آیا کسی نیست که من او را به بهشت و یا او مرا به دوزخ روانه کند؟
آن گاه اشعاری حماسی خواند و ضمن آن گفت:
از بس که فریاد کشیدم و در میان شما مبارز طلبیدم، صدایم گرفت.
نعره های پی در پی او چنان رعبی بر دل مسلمانان افکند که در جای خود میخکوب شده و حتی قدرت حرکت نداشتند! هر بار که فریاد او برای مبارزه بلند میشد فقط علی(ع) اجازه می خواست که به میدان برود ولی پیامبر(ص) موافقت نمیکرد. این کار سه بار تکرار شد.
آخرین بار که علی(ع) اجازه میخواست پیامبر(ص) فرمود:این عمروبن عبدود است!
علی(ع) عرض کرد:من علی(ع) هستم!
علی(ع) پیاده به طرف عمرو شتافت و خطاب به او فرمود: تو با خود عهد کرده بودی یکی از سه درخواست مردی از قریش را بپذیری!
عمرو گفت:چنین است!
علی(ع):نخستین درخواست من این است که آیین اسلام را بپذیری.
عمرو:از این خواسته بگذر!
علی(ع):از جنگ صرف نظر کن، از اینجا برگرد و کار محمد(ص) را به دیگران واگذار کن.
خب دوستای گلم بقیش رو از ادامه ی مطلب بخونید


ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : حضرت علی(ع)، جنگ خندق، سپاهیان کفر، مسلمانان، احزاب، عمروعبدود، پیامبر، روحیه، مشرکان، عمرو، پیامبر(ص)،
چهارشنبه 19 مرداد 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا
سلام

سلامی به نورانی افتاب

و به زیبایی مهتاب

امیدوارم كه تا به اینجا برای همسفرای خوبمون همسفر خوبی بوده باشید .اما قبل از اینكه بریم سر اصل مطلب می خواستم بگم اگه آهنگ وبلاگ اذیتتون میکنه صدای کامپیوترتون رو کم یا دکمه ی توقف را از ابزاری که پایین سمت چپ وبلاگ(بالای پیج رنک گوگل) هست بزنید. همچنین میتونید از همون ابزار برای کم کردن صدای آهنگ استفاده کنید.

خب حالا میریم سر اصل مطلب

تا حالا فكر كردین كه  در جاده ی زندگی برای  همسفرتان یك همسفر ایده آل هستید یا نه؟

اگه تا حالا در مورد جواب این سوال فكر نكردید ویا جواب این سوال رو نمییدونید میتونید با یه تست روانشناسی جالب كه عجیب ترین تست روانشناسی سال90 شناخته شده جواب این سوال مهم رو پیداكنید فقط كافیست به ادامه مطلب برید....

یادتون باشه كه این وبلاگ یه جاده ست پس اگه با نظراتتون این جاده رو راهنمایی نكنین ممكنه سر دوراهی این جاده راهمونو گم كنیم پس منتظر نظرات ارزندتون می مونم 

حالا بدو تا دیر نشده برو ادامه مطلب....



ادامه مطلب...


نوع مطلب : تست روانشناسی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 13 مرداد 1390 :: نویسنده : ابجی پریسا
به نام خدا
سلام به همه دوستای مجازی باحالم و همه کسانی که این مطلب رو میخونند
اساسا! اگه نظر ندی خیلی نامردی!!!! گفته باشم!!!
پس حتما حتما حرف دلتو بگو
لطف کن تو نظر سنجی هم شرکت کن

وقتی هم شرکت کردی بیا بگو کدوم گزینرو زدی و چرا؟! اگه نیاز به تغییر بود بگو کجارو درستش کنم تا بیشتر نمره بدی؟
خب همون طور که از عنوان مطلب معلومه، مطلب جالبیه پس بدو برو ادامه ی مطلب
آفرین عزیزم


ادامه مطلب


نوع مطلب : بیشتر بدانیم، 
برچسب ها : اختلاف سنی، آیا اختلاف سنی در ازدواج مهم است؟، نظر سنجی، ازدواج، عشق، جاده ی عشق، عاشق، محبت، صادق، ارزش، ازدواج اول، بچه، مراقبت، همسفر،
جمعه 7 مرداد 1390 :: نویسنده : داداش علیرضا


درباره وبلاگ

یه سایت ساده برای آدمای ساده
آدرس جدید این وبلاگ
www.jade-eshgh.ir
مدیر وبلاگ : داداش علیرضا
پیوندهای روزانه
عاشقان خدا
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز، به جاده ی عشق چه نمره ای میدی؟













جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :