تبلیغات
عشق فقط خدا - وسوسه
 
عشق فقط خدا
اگه با گذشت کردن آدم کوچیک میشد خدا تا این اندازه بزرگ نبود!
سه شنبه 26 فروردین 1393 :: نویسنده : داداش علیرضا
او مرا به دام انداخت، با ناز و ادایش مرا به رسوایی کشاند. همان چاهی که هر چه در آن سقوط کنی پایانی نخواهد داشت و راهی به بیرون از آن نخواهی یافت. ولی صبر کن نه نمی توانم همه ی تقصیر ها را به گردن اون بیندازم من بی تقصیر نبودم من بودم که از میوه ی ممنوعه استفاده کردم من بودم که عقل خود را کنار گذاشته و با کلام او به چاه افتادم این شکست حق من بود و خنجر او می بایست در قلب من فرو می رفت و این بود تقدیر من...
خلاصه اینکه گاهی احساس آخرین بیسکوییت شکسته در بسته ی ساقه طلایی را دارم....تنها....شکسته...و از همه بدتر او که مرا میخواست....دیگر"سیر"شده
به خیال از آتش عشق او می سوختم بی آن که بدانم آتشی که مرا می سوزاند آتش غضب و قهر پروردگار من است که اینچنین از او روی برگردانده و تن به این عشق هوس آلود می دهم
ای کسی که مرا با بی رحمی به حال خود رها کردی بدان که
نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی . . .




نوع مطلب :
برچسب ها :




نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

کپی کردن مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.
............
سلام
من علیرضا هستم 18 ساله دانشجوی رشته ی فیزیک مهدسی دانشگاه دامغان
لطفا من رو از نظرات سازندتون بی بهره نذارید
برای تبادل لینک لطفا در قسمت نظرات اعلام کنید
...........
Welcom to my Web Site

مدیر وبلاگ : داداش علیرضا
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :